الشيخ رسول جعفريان
643
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
را سر جايش بگذارد . « 1 » آن حضرت اموال را ميان مردم تقسيم كرد و براى كسانى از مشركان يا نو مسلمانانى كه درونشان شرك حكومت مىكرد ، سهمى خاص قرار داد ، اينان به عنوان « مؤلفة قلوبهم » شناخته شده و ابن اسحاق و ابن سعد فهرستى از آنها را از طوايف مختلف به دست دادهاند . ابوسفيان ، و دو فرزندش يزيد و معاويه ، حُوَيْطب بن عبد العزى ، عيينة بن حصن ، حكيم بن حزام و صفوان بن اميه ، در شمار مؤلفة قلوبهم مىباشند . « 2 » سهم هر يك از اين افراد يك صد شتر با مقدارى طلا بوده است . زمانى كه به عباس بن مرداس چهار شتر دادند با شعرى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مورد سرزنش قرار داد . حضرت فرمود : زبانش را از من قطع كنيد ، پس صد شتر به او دادند . « 3 » در مورد ديگرى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اعتراض شد كه چرا به افرادى مثل عيينه چنين سهمى داده شده اما به جُعَيل بن سُراقه تعلق نگرفته است . حضرت فرمود : من اين كار را براى مسلمان شدن آنها كردم ، اما جعيل را به اسلامش واگذاشتم . « 4 » همان گونه كه گذشت ، عنوان مؤلفة قلوبهم از قرآن گرفته شده و بعدها ، سابقه خوبى براى افراد مزبور نبوده است . قاعدهاش آن است كه حضرت پس از تقسيم سهم مبارزان ، از آنچه به عنوان خمس باقى مانده و در اختيار آن حضرت بوده به افراد مزبور داده باشد ، گرچه در آنچه ديده شد كسى به اين امر تصريح نكرده است . واقدى مىگويد كه پس از شمارش مردم چنان شد كه به هر يك چهار شتر يا چهل گوسفند رسيد . « 5 » گفتهاند ذوالخويصره نامى كه بعدها رهبرى خوارج را داشت در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخاست و گفت : مىبينم كه به عدالت رفتاركنى ؟ حضرت فرمود : واى بر تو اگر من به عدالت عمل نمىكنم پس چه كسى چنين مىكند ؟ « 6 » مشكل ديگرانصار بودند . آنان احساس كردند كه پس از ده سال نبرد ، اكنون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به قريش اعتناى بيشترى دارد و آنان را رها كرده است . حتى حسان بن ثابت در شعرى اين احساس انصار را بيان كرد . اعتراض او اين بود كه چگونه بنى سُلَيم با سوابق آنچنانى بايد بر كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را پناه داده و حمايت كردهاند مقدّم باشند ، گروهى كه خداوند انصارشان ناميده ، زيرا دين او را با جنگهايى مكرر حمايت كردند . « 7 » كار تا به آنجا
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 3 ، ص 943 ( 2 ) . نك : طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 153 - 152 ( 3 ) . المغازى ، ج 3 ، ص 947 ( 4 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 496 - 495 ؛ المغازى ، ج 3 ، ص 948 ( 5 ) . المغازى ، ج 3 ، ص 949 ( 6 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 497 - 496 ؛ ابن اسحاق ، همين نقل را از امام باقر عليه السلام روايت كرده است . و نك : المغازى ، ج 3 ، ص 948 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، صص 498 - 497